عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

150

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

71 - هارون الرشيد و پسر زاهدش از عبد اللّه بن فرج عابد نقل است كه مىگفته است : نيازمند به صنعتگرى شدم كه براى من پنجره‌ها و درها را اصلاح كند « 41 » ، به بازار رفتم ، در آنجا در دنباله مردم جوانى زرد چهره را ديدم كه مقابل او زنبيلى بزرگ و كلنگ و ريسمان است و جبه و ازارى پشمينه بر تن دارد ، به او گفتم : كار مىكنى ؟ گفت : آرى ، گفتم : به چند ؟ گفت : به يك درهم و يك دانگ ، گفتم برخيز براى كار برويم ، گفت : به يك شرط ، پرسيدم : آن چيست ؟ گفت : همين كه هنگام ظهر فرارسيد و مؤذن اذان گفت من طهارت مىسازم و بيرون مىآيم ، نماز جماعت مىگزارم و برمىگردم ، براى نماز عصر هم همين‌گونه رفتار خواهم كرد ، گفتم : آرى با همين شرط بيا . او برخاست و همراه من به خانه آمد ، من هم براى اين سو و آن سو بردن مصالح با او همراهى مىكردم او كمر خويش را بست و شروع به كار كرد و هيچ سخنى به من نمىگفت ، چون مؤذن اذان ظهر گفت ، او به من گفت : اى بنده خدا ! مؤذن اذان گفت . گفتم : هركار مىخواهى انجام بده ، او بيرون رفت و نماز گزارد و برگشت و تا هنگام نماز عصر بسيار پسنديده كار كرد و چون مؤذن اذان نماز عصر را گفت ، او همچنان به من گفت : اذان گفتند ، گفتم : هركار مىخواهى انجام بده ، او رفت نماز عصر گزارد و برگشت و تا پايان روز همچنان كار كرد ، من مزد او را پرداختم و او رفت . چند روز بعد نيازمند انجام كار ديگرى شديم ، همسرم گفت : همان كارگر جوان را كه با خيرخواهى كار مىكرد جستجو كن . « 42 » من به بازار آمدم او را نديدم ، از او پرسيدم ، گفتند : از آن جوان زرد چهره نزار مىپرسى ، ما او را فقط روزهاى شنبه مىبينيم كه مىآيد و تنها در آخر جمعيت مىنشيند . من برگشتم و روز شنبه به بازار آمدم او را ديدم ، پرسيدم : كار مىكنى ؟ گفت : آرى تو كه خود شرط مرا مىدانى ، گفتم آرى و من از خداوند متعال طلب خير مىكنم ، او برخاست و همان‌گونه كار كرد و چون خواستم مزدش را بپردازم افزون از آن پرداختم ولى او از پذيرش فزونى آن خوددارى كرد ، من اصرار كردم دلتنگ شد و مرا رها كرد و رفت ، اين موضوع

--> ( 41 ) . در متن عربى كلمه روزجاريين است كه در كتب لغت و در المعرب جواليقى به چشم اين بنده نخورد ، ممكن است درست ترجمه نشده باشد ، راهنمايى اهل فضل مايه سپاس است . ( 42 ) . اين داستان را ابن جوزى با تفاوتها و كم و بيشىهايى در صفة الصفوة ، ص 174 ، ج 2 ، چاپ حيدرآباد دكن آورده است .